اینک نمونه هایی از تکریم انسان در قرآن را یادآور می شویم
حضرت ابراهیم (ع) از سوی خداوند تکریم شده و مورد احترام قرار میگیرد، چرا که همه آنچه خدا خواسته و به عنوان فضایل برشمرده در خود فعلیت بخشیدهو مطیع فرمان الهی گشته است . از این رو خداوند بر او سلام کرامت میفرستد و فرشتگان با تکریم و احترام بر او وارد میشوند.
إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْکَرُونَ : هنگامی که بر او وارد شدند و سلام گفتند و او جواب سلام گفت و فرمود که شما مردمی ناشناس می باشید. (ذاریات، 25).
خداوند درباره تکریم خردمندان در آخرت از سوی فرشتگان میفرماید که فرشتگان، خردمندان را با احترام و تکریم استقبال کرده و به پیشواز شان میآیند؛ زیرا ایشان با خردورزی، خود را در مسیر شدنهای کمالی قرار داده و به فضایل اخلاقی آراسته و خدایی شدهاند.
وَالَّذِینَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلاَنِیَةً وَیَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ أُوْلَئِکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ : و کسانى که براى جلب رضاى پروردگارشان شکیبایى مى کنند; و نماز را برپا
مى دارند; و از آنچه به آنها روزى داده ایم، پنهان و آشکار، انفاق مى کنند; و با حسنات، سیّئات را برطرف مى سازد; سرانجام (نیک) سراى آخرت، از آنِ آنهاست. (رعد، آیه 22)
همه کسانی که به بهشت وارد میشوند از کسانی هستند که در اخلاق، گوی سبقت را از دیگران ربودهاند و با کارهای نیک و پسندیده و رفتارهای معروف و نیکو و صالح توانستند اصول اخلاقی و انسانی را مراعات نمایند.بنابراین آنها را با نامهای بلند اخلاقی چون ابرار، صالحان، نیکوکاران، محسنان، مخلصان، متقین و مانند آن میستاید و فرشتگان به پیشوازشان میشتابند و با سلام صلوات، ایشان را به بهشت میبرند.
جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُمْ فيها ما يَشاؤُنَ کَذلِکَ يَجْزِي اللَّهُ الْمُتَّقينَ : همان بهشتهاى عدن که به آن در آیند، که جویباران از فرودست آن جارى است، در آنجا هر چه خواهند برایشان هست، خداوند بدین گونه به پرهیزگاران پاداش مى دهد(نحل، آیه 31)
بنابراین باید برای بروز و نمود فضایل اخلاقی در خود تلاش کنیم تا از سوی دیگران از جمله خداوند و فرشتگان تکریم شده و مورد احترام باشیم. برای محترم بودن باید حرمت اموری را نگه داریم. این حرمت نگه داری، همان چیزی است که در قالب عمل به کارهای معروف و پسندیده و ترک کارهای زشت و ناپسند خودنمایی میکند. مهمترین چیز در این وادی، حفظ حرمت الهی است. از این رو خداوند در آیاتی بر لزوم حفظ بزرگی و احترام او از سوی انسانها تأکید کرده است.
وَ يَبْقي وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ : [سرانجام ] ذات پروردگارت که شکوهمند و گرامى است، باقى مى ماند(رحمان، آیه 27)
این بدان معناست که انسان میبایست با حفظ حرمت الهی و تکریم و تعظیم خداوندی، گام بزرگ تکریم و حرمت نگه داشتن خود را بردارد. این تکریم و حرمت نگه داری انسان از خدا، با تعظیم و تکریم خود شروع میشود. به این معنا که هر انسانی باید بداند که خداوند او را بزرگ داشته و به عنوان خلیفه برگزیده و مزین به صفات و اسمای خود نموده است. پس کاری کند که این کرامت را حفظ کند تا خدشه ای بدان وارد نشود و بر خلاف دستور خداوند و اهداف آفرینش گام برندارد.
در همین چارچوب اطاعت از خداوند و رعایت احکام الهی و عدم تمسخر و بازی گرفتن آن (بقره، آیه 231)، تکریم و تعظیم و اطاعت از پیامبران (مائده، آیه12؛ اعراف، آیه 157؛ حجرات، آیات 2 و 3 و آیات دیگر)، حرمت نگه داشتن آیات الهی و کتب آسمانی از جمله قرآن (واقعه، آیه 77؛ بروج، آیات 11 تا 21)، تعظیم و حرمت قانون (یوسف، آیه 76؛ بقره، آیات 194 و 217؛ مائده، آیه 2 و 97)، رعایت شعایر الهی و تعظیم آن (مائده، آیه 2؛ حج، آیات 30 و 32)، تکریم مومنان و تعظیم آنان (بقره، آیه 125؛ حج، آیه 26)، تکریم عالمان خداپرست و خداترس (مجادله، آیه11) معنا مییابد.
خداوند ضمن بیان کلیاتی درباره چگونگی احترام گذاشتن، موارد و مصادیق جزیی را نیز مطرح میکند تا انسانها بیاموزند که چگونه باید حرمت نگه دارند و احترام کسی را به جا آورند و تکریم نمایند؛ چرا که انسان با عمل اخلاقی، نشان میدهد تا چه اندازه فضایل اخلاقی در او رسوخ کرده است. به عنوان نمونه کسی که متخلق به اخلاقی الهی باشد، میداند که با پیامبر(ص) نمیبایست درشتی کند و یا واژگانی را به کار برد که از شیوایی و رسایی و بلاغت و فصاحت برخوردار نیست.
لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْکُمْ لِواذاً فَلْيَحْذَرِ الَّذينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصيبَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ : خطاب نمودن پیامبر را در میان خودتان مانند خطاب کردن یکدیگر،قرار ندهید، خداوند کسانی از شما را که پنهانی از زیر بار تکلیف شانه خالی می کنند،می شناسد، پس باید کسانی که با امر او مخالفت می کنند بترسند از اینکه فتنه و بلیه و یاعذابی دردناک به ایشان برسد.) ( نور، آیه 63)
تقدیم سلام و با خوش رویی با شخص مواجه شدن، خود نوعی از تکریم و حرمت نگه داشتن است که خداوند در برخی از آیات بدان اشاره کرده است.
حرمت و احترام قانونهای مکتوب و شفاهی که در قالب آداب و رسوم و هنجارهای اخلاقی و عقلایی در جامعه رواج یافته و نیز تکریم و احترام اماکن مقدس نیز از مصادیقی است که در قرآن به آن اشاره شده است.
الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْکَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ کَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ:
همان کسانى که از خانه و کاشانهشان به ناحق رانده شدهاند، و جز این نبوده که گفتهاند خداوند پروردگار ماست، و اگر خداوند بعضى از مردم را به دست بعضى دیگر دفع نمىکرد، هم صومعههاى راهبان و هم معابد [مسیحیان] و هم عبادتگاهها[ى یهودیان] و هم مساجد [مسلمانان] که نام خداوند در آنها بسیار یاد مىشود، ویران مىگردید، و خداوند هرکس را که دینش را یارى کند، یارى مىدهد، که خداوند تواناى پیروزمند است (حج، آیه 40)
به هرحال، انسان ها، موجودات دارای کرامت و احترام هستند و نمی توان بی دلیل بی حرمتی درباره ایشان روا داشت. از این رو خداوند همه بشر را مورد تکریم کلی قرار داده مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. خلاف آن نیز زمانی ثابت میشود که شخص خود کرامت و حرمت خویش را از میان بردارد و کارهای ناشایست و پست و رذیلتهای اخلاقی را انجام دهد. البته شخص با هر هنجارشکنی و بی حرمتی به همان میزان از حرمت و کرامت خود میکاهد و زمانی میرسد که دیگر از انسانیت کاملاً ساقط میشود و دوزخی میگردد..
به سخن دیگر، تکریم هر انسانی، یک اصل است و حرمت وی میبایست نگه داشته شود. هر چه انسان اخلاقی تر و فضایل اخلاقی در او و زندگیاش نمودارتر باشد، از احترام و کرامت بیشتری برخوردار است و هر چه برخلاف هنجارهای اخلاقی و شرعی عمل کند و قوانین را زیرپا گذارد و هنجارشکنی کند به همان میزان نیز از کرامت و حرمت او کاسته میشود و ارزش و اعتبارش کاهش مییابد. در حقیقت خود انسان است که کرامت و حرمت خویش را از میان میبرد و خود را سزاوار اهانت میکند. خداوند به عنوان نمونه در آیه 18 سوره حج بیان میکند
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ کَثيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ کَثيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ :
آیا نیندیشیدهاى که هر که در آسمانها و زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جانوران و بسیارى از مردم، بر خداوند سجده مىبرند، و بسیارى هم هستند که عذاب بر آنان محقق شده است، و هرکس که خداوند خوارش بدارد، گرامى دارندهاى ندارد، که خداوند هرچه خواهد همان تواند کرد.
افرادی که در نزد خداوند خوار شدند، فاقد هر گونه احترامی هستند، چرا که خود حرمت خویش را نگه نداشتند و از کرامت الهی سود نبردند پس سزاوار بیحرمتی هستند. همچنین کسانی که احترام خود را نگه نمی دارند و گناه و جرم و قانون شکنی میکنند، به همان میزان، خواری را برای خود ثبت کرده و حرمت خویش را تباه نموده و کرامت خود را از میان بردهاند پس میبایست فقط خود را سرزنش کنند.
حرمت نگه داشتن و احترام کردن یک عمل اخلاقی و هنجاری است. کسی که حرمت نگه میدارد در حقیقت حافظ اصول اخلاقی و سنتها و هنجارهای انسانی است. پس احترام نگه داری، نشانه شخصیت اجتماعی انسان است؛ زیرا با این عمل اخلاقی نشان میدهد تا چه اندازه خود را ساخته و در فضایل اخلاقی رشد کرده است.
برچسب:
نویسنده: آراد صالحی