کرامت انسانی بدان جهت ارزشمند وقابل توجه است که انسان جانشین خداوند بر روی زمین بوده متصل به اخلاق الهی است. خداوند تمام صفات کمالی را در همه انسانها به شکل تعلیم اسمایی، نهادینه نموده وظرفیت خدایی و ارزشمند شدن را به او عنایت فرموده است .خداوند علت این کرامت انسانی را دست یابی انسان به اسماء و صفات الهی میداند. وعلم آدم اسما کلها
در آیه70 سوره اسراء از کرامت انسان چنین سخن به میان می آید :
و به راستى که فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنان را در خشکى و دریا [بر مرکب مراد] روانه داشتیم و به ایشان از پاکیزه ها روزى دادیم و آنان را بر بسیارى از آنچه آفریده ایم، چنانکه باید و شاید برترى بخشیدیم
بنابراین، همه کرامت و فضیلت انسانی در فضیلتهای اخلاقی متجلی می شود که از طریق تحقق بخشی به صفات الهی در انسان تحقق مییابد. اگر فضایل اخلاقی را از انسان برداریم هیچ کرامت و فضیلتی برای آدمی نسبت به موجودات و آفریدههای دیگر باقی نمی مانداینکه همه آموزههای قرآنی تحت حاکمیت اصول اخلاقی سامان یافته و پیامبر(ص) هدف رسالت و فلسفه ماموریت الهی خود را اتمام مکارم و محاسن اخلاقی معرفی میکند، بیانگر این مطلب است انسان موظف است همه مکارم و بزرگواریهای اخلاقی را نه تنها در خود تحقق بخشد بلکه بهترین مکارم را در خود ایجاد نموده و متخلق به تمامیت مکارم و محاسن اخلاقی گردد .
خداوند در آیه4 سوره قلم ( : و تو داراى اخلاق بسیار بزرگوارانه اى هستى
یادآور میشود که پیامبر گرامی این گونه بود و مزین به خلق عظیم می باشد والگوی نیک و کامل و مطلق همه هستی از انسان و غیر انسان باشد.
پس اطاعت و پیروی ا ز خداوند تنها راه محبوبیت انسان در نزد خداوند میباشد. چنانچه خداوند در سوره آل عمران می فرمایند :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ "بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است "﴿۳۱آیه آل عمران ﴾
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ " بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد" ﴿آیه 32 آل عمران ﴾
پس هدف از آفرینش انسان کرامت یابی او در پیشگاه الهی و فضیلتش بر همه آفریدههای هستی است.
اما در دایره آفرینش خداوندی ابلیس کرامت حضرت آدم(ع) را به جا نیاورد و از سجده تکریم، احترام، اطاعت و خلافت سرباز زد
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ قالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طيناً (آیه61 سوره اسرا )
ولی این ساز مخالف زدن ابلیس نه تنها از جایگاه آدم(ع) نکاست، بلکه موجب شد که از مقام خود ساقط گردد و هبوط نماید. به همین دلیل تکریم و احترام نگه داشتن بزرگان، خود بیانگر شخصیت و بزرگی احترام کننده است زیرا نشان میدهد که فضایل را میشناسد و برای فضایل ارزش قایل است. اما ابلیس با بی احترامی به حضرت آدم(ع) نشان داد که گوهرشناس نیست و قدر گوهر را نمیداند
قالَ ما مَنَعَکَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ : فرمود: چه چیز تو را از سجده کردن بازداشت وقتى که به تو امر کردم؟ گفت: من از او بهترم مرا از آتش آفریدى و او را از گل (اعراف، آیه 12)
پس کرامت انسانی را میبایست در آفرینش الهی انسان جست وجو کرد و علت تکریم و احترام انسان بر همه هستی را درآن دید . بنابراین، اگر کسی کرامت و احترام میخواهد باید آن را در فضایل اخلاقی بجوید به عبارتی دسگر دوری از فضایل اخلاقی همان پشت پا زدن به کرامت و حرمت های انسانی است .
پس به روشنی معلوم میشود که علت تکریم و حرمت هر موجودی از جمله انسان، فضایل اخلاقی و خلق الهی آن چیز است. اینکه انسان در میان همه موجودات از حرمت و احترام برخوردار است و خداوند او را بر موجودات دیگر برتری و فضیلت و کرامت بخشید، به سبب همین خلق الهی اوست که در او سرشته شده است.
در میان خود انسانها نیز گاه چنین توهماتی رخ میدهد و از اینکه مورد تکریم قرار گرفتهاند، دچار غرور میشوند
فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَکْرَمَنِ : اما آدمى را چون پروردگارش بیازماید و او را گرامى داشته نعمتش دهد گوید: خدایم مرا گرامى داشت (فجر، آیه 15)
و گاه دیگر کرامت را در جایی دیگر میجویند و به جای اینکه بپذیرند که تخلق به فضایل اخلاقی و خلق الهی موجب تکریم و احترام میشود، کرامت را در مال دنیا و قدرت و ثروت میجویند و خواهان احترام و تکریم بر این اساس میشوند.
برچسب:
نویسنده: آراد صالحی